هفت دلیلی که ممکن است باعث شکست اولین کسب و کار شما شود

شکست در کسب و کار پدیده ای در ظاهر ناخوش آیند اما گاهی لازم برای برای دستابی به موفقیت است. بسیاری از فعالین موفق کنونی بازار با تجربه هایی که از شکست کسب و کارهای قبلی خود به دست آورده اند توانسته اند به موفقیت دست یابند.

اگر شما بدانید که موضوع از چه قرار است، در این صورت بهتر می توانید خودتان را آماده کنید و بالقوه از برخی از مشکلات و خطراتی که بر سر راه اولین کسب و کارتان قرار می گیرد اجتناب نمایید.

باعرض پوزش برای عنوان دلسرد کننده ای که نوشتیم. اگرچه واضح است که بسیاری از صاحبان کسب و کار برای اولین بار موفق می شوند، اما احتمال بیشتری وجود دارد که اولین کسب و کار شما با شکست مواجه شود.

البته جنبه ی مثبت قضیه اینجاست، اگر شما بدانید که موضوع از چه قرار است، در این صورت بهتر می توانید خودتان را آماده کنید و بالقوه برخی از مشکلات و خطراتی که بر سر راه اولین کسب و کارتان قرار می گیرد اجتناب نمایید.

حتی اگر در نهایت شما شکست بخورید، آماده شدن برای آن نتیجه می تواند کمی از سرخوردگی های ناشی از نتیجه کار را کم کند و شما را برای شانس های بیشتر و بهتری در آینده آماده خواهد ساخت. همچنین شما می توانید مطمئن باشید که در این خصوص تنها نیستید: بعضی از مشهورترین نام ها در جامعه کسب و کار، از بیل گیتس گرفته تا والت دیزنی و حتی استیو جابز، قبل از دستیابی به موفقیت های چشمگیرشان، در اولین کسب و کار خود ناکام ماندند.

پس، چرا این احتمال وجود دارد که اولین کسب و کارتان با شکست مواجه شود؟ ما هفت دلیل را به شما می گوییم:

شما (احتمالا) یک مورد استثنا نیستید

ممکن است آمار دقیق با تغییراتی همراه باشد، اما  بیشتر منابع موافق هستند که اکثریت قریب به اتفاق کسب و کارها در نهایت شکست می خورند. برخی ادعا می کنند که تنها ۴ درصد از کسب و کارها بیش از ۱۰ سال دوام می آورند، در حالیکه بیش از نیمی از آنها در همان سال های اولیه  فعالیت شان از بین می روند. اینکه فکر کنید شما یک استثنا از قاعده هستید، یا از همسالانتان موفق تر هستید به نوعی آرامش بخش است. اما  آمار نشان می دهد که واقعیت اینطور نیست.

بی تجربه هستید

دلیلی وجود دارد که  متخصصان با تجربه تر از آماتورها موفق تر هستند – آنها مهارت های تجربی و دانش بیشتری را تجربه می کنند و با ابزارهای مورد نیاز برای موفقیت کسب و کار آشنایی دارند. اگر این اولین باری است که کسب و کاری راه می اندازید، پس هیچ تجربه پیشینی برای زمان های تصمیم گیری، ایجاد یک مسیر یا مواجهه با سختی ها ندارید.

درست است که تجربه های دیگری که در زندگی کسب کرده اید، مثل داشتن یک نقش رهبری کننده، هدایت یک صنعت در سطح پایین تر یا  حتی کار با دیگر کارآفرینان، می تواند در اینجا تا حدی به عنوان یک تجربه محسوب شود. اما تا زمانی که در موقعیت اصلی قرار نگیرید، نمی دانید که واقعا مدیریت یک کسب و کار به چه معنا است.

ریسک پذیر نیستید

کارآفرینان تازه کار دوست دارند محافظه کار تر از همتایان با تجربه تر خود باشند. این مساله تا حدی به دلیل عدم اعتماد به نفس کارآفرینان تازه کار است، که ناشی از عدم تجربه است. همچنین تا حدی هم ناشی از این واقعیت است که تازه کاران نسبت به همتایان با تجربه خود به منابع کمتری دسترسی دارند.

و به این معنی است که آنها تحمل کمتری نسبت به بی ثباتی مالی، و عجله بیشتری برای رسیدن به موفقیت در کارشان دارند. مسیر محافظه کارانه می تواند بطور بالقوه منجر به موفقیت شود، اما ریسک پذیری شما را از رقبایتان متمایز می سازد.

روابط زیادی ندارید

حتی اگر شما ادم خوش مشربی باشید،  این احتمال وجود دارد که در اوایل راه اندازی کسب و کارتان، روابط گسترده ای نداشته باشید، و شبکه حرفه ای شما در موفقیت نهایی کسب و کارتان نقش مهمی ایفا خواهد کرد. روابط شما در واقع برای تان مشتریان بالقوه، مشارکت، تامین کنندگان و حتی کارکنان، و اگر شما خوش شانس باشید، شاید حتی سرمایه گذاران یا مربیانی که می توانند به شما مشاوره بدهند را به ارمغان می آورد. بدون یک شبکه قوی از روابط، شما از برخورداری از این مزایا محروم می شوید و  از رقبائی که ارتباطات قویتری دارند، عقب می مانید.

استعدادهای درونی شما به درستی شناخته نشده است.

اگر به درستی پرورش یافته باشید، استعدادهای درونی تان می تواند یک ابزار ارزشمند واقعی برای استراتژی و تصمیم گیری باشد. استعداد “خوب” معمولا محصول تجربه است؛ بازیکنان بزرگ شطرنج می توانند “احساس کنند” که حرکت درست کدام است، چرا که آنها هزاران بازی را انجام داده اند و تقریبا ناخودآگاه می توانند بازی را بخوانند.

به همین ترتیب، کارآفرینان سرد و گرم چشیده می توانند احساس کنند که کدام گزینه از بقیه بهتر است، و احتمال اینکه کسب و کارشان را در مسیر درست هدایت کنند بیشتری است.

شما خیلی هیجان زده هستید

وقتی اولین کسب و کارتان را شروع میکنید، مضطرب و هیجان زده هستید – اما این شور و شوق ممکن است به یک مانع دست و پاگیر تبدیل شود. اگر شما بیش از حد هیجان زده هستید، ممکن است در یک مسیر کاملا متفاوت حرکت کنید، یعنی به جای اینکه به مواردی که شرکت شما برای پیشرفت به آن نیاز دارد بپردازید، به طور همزمان به دنبال ایده های مختلف هستید.

همچنین ممکن است از نظر زمانی خیلی زود بر گسترش و رشد سرمایه گذاری کنید، یا منابع خود را به شدت تحت فشار قرار دهید تا سریعا بازار را در دست بگیرید.

مردم شما را آنطور که باید جدی نمی گیرند.

این یک حقیقت ناراحت کننده است که بسیاری از مردم – از جمله سرمایه گذاران، شرکا، کارمندان و مشتریان – اگر این اولین کسب و کارتان باشد، شما را جدی نمی گیرند. آنها با این واقعیت آشنا هستند که کارآفرینان کم تجربه تر چندان موفق نیستند، و ممکن است به راحتی کسب و کار شما را نادیده بگیرند، فقط به این دلیل که با وجود شما در جایگاه مدیریتی فرصت و احتمال کمی برای موفقیت تان می بینند. در بهترین شرایط این یک پیشگویی من-درآوردی و خودساخته است.

همه این عوامل ممکن است ترسناک به نظر آید، اما به یاد داشته باشید که یک روزنه ی امید مهم وجود دارد. شکست در کسب و کارتان به معنای پایان کار نیست – این در واقع یک شروع است. هر شکستی در زندگی تان، از خطاهای کوچک و غیر قابل توجه گرفته، تا حوادث عظیم دلهره آور، به شما چیزی را آموزش می دهد، و به شما تجربه و پلتفرمی می دهد تا از فرصت بعدی خود استفاده بهتری داشته باشید.

اکثر کارآفرینان نهایتا کسب و کارهای متفاوت و چندگانه ای راه اندازی می کنند، بنابراین اگر اولین کارتان شکست بخورد، فقط به این معنی است که شانس موفقیت شما در دومین کار بیشتر است. کارآفرینان موفق با شکست به موفقیت می رسند، بنابراین به شکست به عنوان یک کلمه پلید فکر نکنید؛ در عوض، آن را به عنوان یک گام بزرگ در مسیرتان برای نزدیکتر شدن به تحقق رویاهای کارآفرینی خود ببینید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *